سخن عاشقانه گفتن.. دلیل عشق نیست..
عاشق کم است..سخن عاشقانه فراوان..
عشق عادت نیست..
عادت همه چیز را خراب میکند..
از جمله عظمت دوستداشتن را..
از شباهت به تکرار می رسیم و از تکرار به عادت..
از عادت به بیهودگی.. و از بیهودگی به خستگی و نفرت..
درود برانسان های خوب،
آنان که در اندیشه ی دیگران تصویر خوب می نگارند
تا آنجا که یادشان همیشه زیبا
و نامشان همواره در دلها باقی بماند!
روزه گرفتن تو خوزستان اونم تو دمای 50 و بالای 50 درجه ای
به خدا خودش صبر ایوب می خواد تا افطار بشه
دلم درد میکنه...!
انگار خام بودن خیال هایی که به خوردم داد
خام...خااااااااااام...
من یه سال در این روستا زیستم و کار کردم

به نظر شما چه کاری باید برای این نو گلان انجام میدادم

اینا یه کم بزرگترن

اینم من

یادش به خیر روز آخری که از اون روستا اومدیم با دوستم رفتیم اداره مربوطه و در خواست بازنشستگی دادیم
یکی از کارمندا با کمال تعجب و بهت به ما نگاه کرد و گفت: ...
منم گفتم اخه نمی دونی که... ما تو این یه سال به اندازه 30 سی سااااااااال پیر و فرسوده شدیم
اینو که شنیدن کلی زدن زیر خنده و اتاق رفت هوا ... وگفتن پس اوضاع ازین قرار ه ه ه ه و....
اخه بقول خودشون خیلی براشون جالب بود...
بین چقد پیر شدم

http://uplod.ir/j4bqzkw2i8ia/Siamak_Abbasi_-_Khoshbakhtit_Arezoome_(FARSDJ_COM).mp3.htm
اینم روستای اوند...
خواهشا نظری بدین... در مورد روستا یا مردمانی که در این مکان زندگی میکنن ...
اصن میتونین حس تون را نسبت به
اینجا...
و اینایی که اینجا زیستن میکنن...
و مایی که اینجا کار کردیم رو بدین...!
این که ماییم...

اینم اونا...


اینم اونجا


کفش های دوست و همکار من بعد از دو ساعت پیاده روی تا رسیدن به محل کارمان

البته کفشای من هم بهتر ازینا نبودن ...
یادش آزارم میدهد...چون چهره های آدمای نامرد که همه جوره نامرد بودند رو به ذهنم میاره..
و یادش آرامم می کنه... که تونستم بفهمم کسی باشم که هستم!



















